خلج و خلجستان

خرید بک لینک
کلمات خلجی که به صورت دوتایی مورد استفاده قرارمی گیرد.سیلدِه سِپِرمَه جارو پارو کردنیِر یورت جا و مکانقَرَه قُورَه سیاه دَلَه دُلَه ولگرد علافچالَه چُوقّور چاله چولهتِپلِک تَشِک سوراخ سمبهشَلَم شُوربَه شلم شورباقِل و قِلتِش مو مقالهِرِن هِفکَه سفید رنگ یا نزدیک به رنگ سفیدتاش و تَلَنو سنگ وکلوخ هِنِک سینُق دررفتگی ، شکستگیهِلِم ییتِم مرگ و میریُول یُوتَه راه و نیمراهسینُوق سَمُوق شکسته کُونَه هِلِیتَه کهنه پاره (مندرس)وَرُم کَلِم رفت و آمدهَتَرهَتمَز حرف نسنجیده و بی حساب و کتابکِتِردِه قُومَه بزار وردارچِتَک پِتَک پارچه ی چیتییتِک ییتمِش اشیاء گمشدههِدِک ییپَق راست و دروغ قوت وغَذا غذا اِست وبَش سر و وضعلخت و لِندِر لخت وعریانسیر سِمِک استخوانتِلکِ تِتین دود و دماُت عَلَف علفقَرِّه قُورِّه پیر پاتالچیرچیلَک چوب های باریک اِلچَه تِکَه حساب سر انگشتی(سنجیدن موقعیت)کِینگ و بُول گشاد و فراخقَپ و چَقماغِه فوری و عجله ایچِفت و رَزَه خلج و خلجستان ...

ما را در سایت خلج و خلجستان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 120 تاريخ: سه شنبه 21 آذر 1396 ساعت: 2:57

ضرب المثل های خلجی الله (خدا ) واقه له ، اشكي ، هچ كم ، هاچا ، بيلمز دري كه خداببندد هيچ كس نمي تواند باز كند اكه ، باش ، بي قازقانچا ، قينمزدوتا كله در يك ديگ جوش نمياد خدا بو كوزي ، او كوزكه ، محتاج اتمته خدا اين چشم را به اون يكي جشم محتاج نكند اله ، ايش كه ، وارموردستش به كار نمي رود چققو( بيچاق) از، دسته سی ، كسمزچاقو دسته خودش را نمي بره تنبل كيشيه قيزي، زرنگ اولور دختر زن تنبل هميشه زرنگ ميشه همسایه كشه سه ، آدامقا ، قيز ، وارره زن همسايه به چشم همسايه مثل دختره قيز، شدي ، قارره ، يتو ، هات، شدي ، اوقول ، يتو براي زن گرفتن پير ببر براي اسب گرفتن جوان ببر كيشه سه ، قشنگله ، يورده ، ترمهباکسی كه زنشش قشنگه ، رفت وآمد نكن من ، توه ، استه چه ، که ، اوله قام ، گللان چالار من اگه رو شتر هم باشم مار نيش ميزنه ننسه یه ، واقه ، قيزي ، اله به مادرش نگاه كن ، دخترش را بگير خلج و خلجستان ...

ما را در سایت خلج و خلجستان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 115 تاريخ: سه شنبه 21 آذر 1396 ساعت: 2:57

مصداق ضرب المثل ایراد بنی اسرائیلیهر ایرادی که مبتنی بر دلایل غیر موجه باشد آن را ایراد بنی اسرائیلی میگویند: اصولاً ایراد بنی اسرائیلی احتیاج به دلیل و مدرک ندارد؛ زیرا اصل بر ایراد است - خواه مستند و خواه غیر مستند - برای گیرنده فرقی نمیکند. ایراد بنی اسرائیلی به اصطلاح دیگر همان بهانه گیری و بهانه جویی است، که ممکن است گاهی از حد متعارف تجاوز کرده به صورت توقع نابجا درآید. فیالمثل به یک نفر نقاش دستور میدهید که تابلویی از دورنمای قله دماوند برای شما ترسیم کند. نقاش بیچاره کمال ظرافت و هنرمندی را در ترسیم تابلو به کار میبرد و تمام ریزه کاریها و سایه روشنها را در تجسم قله مستور از برف و قطعات ابری که بر بالای آن قرار دارد کاملا ملحوظ و منظور میدارد، به قسمی که جای هیچ گونه ایرادی باقی نماند. ولی مع هذا ممکن است برای اقناع طبعخویش انتظار داشته باشید که از تماشای آن تابلو احساس سردی و سرما کنید! این گونه ایرادات را در عرف و اصطلاح عامه «ایراد بنی اسرائیلی» گویند که صرفاً از ذات بهانه گیر مایه میگیرد.اکنون باید دید کیستند و ایرادات آنان بر چه کیفیتی بوده، که صورت ضرب المثل پیدا کرده است. بنی اسرائیل همان پسران یعقوب و پیروان فعلی دین یهود هستند که پیغمبر آنها حضرت موسی، و کتاب آسمانیشان تورات است. اجداد کلیمیان امروزی و نخستین ملت موحد دنیا هستند که از دو هزار سال قبل ا خلج و خلجستان ...

ما را در سایت خلج و خلجستان دنبال می‌کنید

برچسب: اسرائیلی, نویسنده: بازدید: 80 تاريخ: سه شنبه 21 آذر 1396 ساعت: 2:57

داستان ضرب المثل کلاهت را قاضی کن حکایت کرده اند که مرد بی آزاری بود که ناگهان برایش مشکلی پیش آمد . ماجرا از این قرار بود که روزی در خانه اش نشسته بود که داروغه به سراغ او آمد و گفت : " تو از یک مسافر غریب ، هزار سکه گرفته ای و به او پس نداده ای ". مرد تعجب کرد و گفت : " کدام مرد غریب ؟ کدام مسافر ؟ کدام سکه ها ؟ " داروغه گفت : " من این حرفها را نمی فهمم . دو روز دیگر به محکمه شهر بیا . در آن جا قاضی خواهد گفت که تو بی گناهی یا نه ." داروغه این را گفت و رفت و مرد بی گناه را با دنیایی از ترس و نگرانی تنها گذاشت. همسر مرد که دید رنگ از روی شوهرش پریده ، پرسید : چی شده ؟ چرا این قدر ترسیده ای ؟ " مرد گفت :" قاضی شهر می خواهد مرا به جرم گناهی که نکرده ام مجازات کند ." زن گفت :" چه گناهی ؟ " مرد گفت : " کدام گناه بدتر از این که از یک مسافر غریب هزار سکه بگیرم ." زن همسرش را دلداری داد و گفت : " نگران نباش . تو که گناهی نکرده ای . آن را که حساب پاک است ، از محاسبه چه باک است ؟ " مرد گفت : " می دانم ، ولی من تا به حال به محکمه نرفته ام . می دانم که در آن جا زبانم بند می آِید و گناهکار شناخته می شوم ." همسر مرد که زن باهوشی بود گفت : " خدا بزرگ است. این هم راهی دارد. همین الان به اتاق برو ، در را به روی خودت ببند و با کلاهت حرف بزن ." مرد با تعجب : " چه می گویی ؟ با کلاهم حرف بزنم خلج و خلجستان ...

ما را در سایت خلج و خلجستان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 77 تاريخ: سه شنبه 21 آذر 1396 ساعت: 2:57

داستان ضرب المثل سواره از پیاده خبر ندارد، سیر از گرسنه در زمانهای نه چندان دور، مردی سوار بر شتر از بیابان داغ و خشکی میگذشت. مرد سواره دلش میخواست هر چه زودتر به شهر برسد. اما راه طولانی بود و مقصد دور. سواره رفت و رفت تا در پای تپهای به مردی پیاده رسید. مرد پیاده خسته بود، به مرد سواره گفت: «برادر خستهام! جان به دست و پایم نمانده، مرا هم سوار شتر کن و به شهر برسان.» خورجین قشنگی بر دوش مرد پیاده بود. مرد سواره گفت: «این خورجین را بفروش و یک الاغ بخر». مرد پیاده لبخندی زد و گفت: «نمیتوانم، این خورجین زندگی من است» و التماس کرد که او را هم سوار بر شتر کند. مرد سواره با اخم به مرد پیاده نگاهی انداخت و گفت: «شتر، بچه من است، طاقت ندارد و فقط یک نفر میتواند بر آن سوار شود». مرد سواره این را گفت و به راهش ادامه داد. زمانی گذشت، مرد پیاده از خورجینش نان و خرمایی درآورد و خورد و به راه افتاد. در وسط راه به مرد سواره رسید. مرد سواره روی زمین نشسته بود و شکمش را میمالید. مرد سواره گفت: «برادر گرسنه هستم. اگر ممکن است نان و آبی به من بده». مرد پیاده نیشخندی زد و گفت: «این شتر را بفروش و نان و خرما بخر و آن را بخور و سفر کن.» مرد سواره لبخندی زد و گفت: «نمیتوانم، این شتر یاور من است. مرا از این آبادی به آن آبادی میبرد.» بعد با التماس به مرد پیاده گفت: «لقمهای نان بده، خیلی خلج و خلجستان ...

ما را در سایت خلج و خلجستان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 96 تاريخ: سه شنبه 21 آذر 1396 ساعت: 2:57

همت بلند مردان را بببینید. + نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۶ساعت 20:12 توسط علی اصغر هادی گل | خلج و خلجستان ...

ما را در سایت خلج و خلجستان دنبال می‌کنید

برچسب: بببینید, نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: سه شنبه 21 آذر 1396 ساعت: 2:57

( چَکْمَه = نکش ) – ( چِکْمَه = فرو ریختن ) – ( چَکْمَه = چکمه (کفش) )( کِتَکْ = کتک ) – ( کِتِکْ = مرغ ) – ( کَتِکْ = گردنه )( کَلْمَه = آمدن ) – ( کِلْمَه = خندیدن )( یِتْمَه = بردن) – ( یَتْمَه = خوابیدن ) - ( ییتْمَه = گم شدن ) ( هَنْمَه = بیرون آمدن ) - ( هَنْمَه = سوار شدن )( اَلْمَه = گرفتن ) - ( اُلْمَه = شدن ) ( تِکْمَه = ریختن ) - ( تِکْمَه = دوختن )( تِرْمَه = از زمین بلند شدن ) – ( تُرْمَه =وایستادن (استپ کردن) ( کِرْمَه = دیدن ) – ( کِئرْمَه = به زور داخل شدن)( بیقوش = جغد ) – ( بی قوش = یک گنجشک )( تِرِه = بلند شو ) – ( تَرِه = پوست ) – ( تِرّه = زنده ) – ( تَرَه – سبزی خوراکی)( تِشْتِه = افتاد ) – ( تَشْتِه = سر رفت )( وُرْمَه = زدن ) – ( وَرْمَه = رفتن ) – ( وِئرْمَه = دادن )( کَردو = کرت باغ ) – ( کِئردو = دیدی)( یِک = بیا ) – ( یِئک = بارو بنه)( تِئشِه = دندونهایش ) – ( تیشه = تیشه نجاری)( سِز = صحبت ) - ( سِز = شما )( سیرمه = فرستادن ) - ( سیرمه = شخم زدن )( یُرْقان = لحاف ) – (ِ یَرَقان = بیماری زردی)( سِرمَه = لوازم آرایش چشم ) – ( سِرمَه = لیس زدن ، زبون زدن ) - ( سِرِمَه = بافتن )( بَش = سر ) - ( بِئش = عدد پنج ) – ( بُش = خالی )( دَئوا = دعوا کردن ) – ( دوا = دارو ) – ( دوعا = دعا کردن )( کَچِه = رد شو ) – ( کِئچَه = شب )(اَلْ ل خلج و خلجستان ...

ما را در سایت خلج و خلجستان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: سه شنبه 21 آذر 1396 ساعت: 2:57

گلی گم کرده ام ( به زبان فارسی و خلجی) + نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 7:33 توسط علی اصغر هادی گل | خلج و خلجستان ...

ما را در سایت خلج و خلجستان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 101 تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1396 ساعت: 14:57

25 محرم سالروز شهادت مظلومانه سیدالساجدین ، زین العابدین حضرت امام سجاد (ع) برهمگان تسلیت باد خدا قسمت کند بروید از نزدیک در قبرستان بقیع عمق غربت 4 تن از امامان معصوم ( ع) را ببینید.********************************** بحر طويل در شهادت امام سجاد(عليه السلام)شهر شام و ملاء عام و کف و خنده و دشنام و گروهی به لب بام و به رخ ننگ و به کف سنگ و به تن جامه گلرنگ گرفتند، ره آلعلی تنگ، تو گویی همه دارند سرجنگ، همآواز و همآهنگ، شده دشمن دادار، پر از کینه پیغمبر مختار و علی- حیدرکرار، به آزار دلِ عترت اطهار، همه عید گرفتند به قتل پسر فاطمه آن سیّد ابرار، شده شهر چراغانی و مردم همه در رقص و غزلخوانی و شادی که ببینند سرنیزه سر پاک امام شهدا را. درِ دروازه ساعات خبر بود، خبر بود که بر نیزه یکی خلج و خلجستان ...

ما را در سایت خلج و خلجستان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 35 تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1396 ساعت: 14:57

پدران فرهنگ و کتابت ایرانپدر فرهنگ، میرزا تقی خان فراهانی (امیرکبیر)پدردستور زبان فارسی، دکتر عبدالعظیم قریب گرکانیپدر تحول خط و انشاء ایران، میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی پدر کتابخانه کاخ گلستان، میرزا حسین وفا فراهانی پدر داستانسرای تاریخ، حکیم نظامی تفرشی معروف به گنجه ایپدر کتابت و استعارات دوران قاجار، عبدالله مستوفی گرکانی پدر رمان نویسی جدید، مشفق کاظمی تفرشیپدر ترجمه رمان و داستان، اعتصام الملک آشتیانیپدر رمان عشقی، مطیع الدوله حجازی تفرشیپدر فرهنگستان، احمد وثوق الدولهپدر خط شناسی ایران و بنیانگذار کتابخانه ملی،دکتر مهدی بیانی خلج و خلجستان ...

ما را در سایت خلج و خلجستان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 36 تاريخ: سه شنبه 14 آذر 1396 ساعت: 14:57

صفحه بندی